مجله بیپ تونز > انتخاب سردبیر > اشعار نیما یوشیج و هشت تصنیف به یاد ماندنی در موسیقی ایرانی
سایز نوشته:
رنگ نوشته:

اختصاصی بیپ تونز – جهان شعر نیما، جهانی آکنده از موسیقی ست. موسیقی که نه صرفا در هجاها و کلمات بلکه در روح شعر نیما جاری ست. تحول در موسیقی کلام و به کارگیری نوعی موسیقی میانی و درونی در شعر نیما از مهم ترین وجوه تمایز اون در تاریخ ادبیات پارسی ست.

شعر نیما علاوه بر بهره گیری از موسیقی درونی کلام، دارای وجوه معنایی ست که عموم موسیقی دانان ایرانی را برای ساختن اثر بر شعر او ترغیب کرده است. نه فقط در موسیقی ایرانی بلکه در موسیقی پاپ، تلفیقی و کلاسیک نیز روی آثار نیما آهنگسازی شده است.

۲۱ آبان صد و بیست و چهارمین سالروز تولد نیما یوشیج است. او شعر نو فارسی را پایه گذاری کرد و جریانی قوی و مستحکم در ادبیات پارسی به راه انداخت که تا زمانه کنونی ما نیز با قوت ادامه دارد.

به بهانه زادروز نیما هشت تصنیف زیبای ایرانی با محوریت اشعار او را مورد بررسی قرار داده ایم.

داروگ محمدرضا شجریان ، محمدرضا لطفی

محمدرضا لطفی با وجود اعتقادات محکم خود بر حفظ سنت ها، اواسط دهه پنجاه دست به آهنگسازی بر روی شعر نیمایی زد.  تصنیف «داروگ» توسط ارکستر رادیو و تلویزیون ملی به رهبری فرهاد فخرالدینی و پس از آن هم چندین بار توسط ارکسترهای دیگر اجرا شد. داروگ در دستگاه شور و مایه دشتی تنظیم و اجرا شده است. لطفی اهتمام ویژه ای بر توازن میان روح شعر نیمایی با پایه های موسیقی دستگاهی ایران داشت و صدای محمدرضا شجریان این پازل را تکمیل نمود. بعد از این اجرا محمدرضا شجریان بارها و بارها شعر نو را به آواز درآورد و پتانسیل های قابل توجهی از آواز ایرانی را به مخاطبان عرضه کرد. این تصنیف در آلبوم ترانه های شجریان اواسط دهه پنجاه منتشر شد.

خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه.
گرچه می‌گویند: «می‌گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومهٔ تاریک من که ذره‌ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده‌های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می‌ترکد
-چون دل یاران که در هجران یاران-
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

 

فسانه- سیما بینا، جواد معروفی

آن زمان که موسیقی ایران دوران فوق العاده ای را می گذراند و بهترین های هر رسته ای در موسیقی فعالیت می کردند برای تولید برنامه های گل ها، ابتکار و زیبایی زیادی به کار می رفت. خانم سیما بینا از جمله تک خوانانی بودند که علاوه بر اجرای ترانه های محلی در برنامه گل های صحرایی، به خاطر تسلط بر ردیف موسیقی دستگاهی اجراهای فراوانی را نیز برای برنامه گل های تازه داشتند. یکی از تصانیف ماندگار به آهنگسازی و تنظیم برای ارکستر جواد معروفی با محوریت شعر «افسانه» است که با صدای خانم بینا ضبط شد. این اجرا را ارکستر ملی رادیو و تلویزیون به رهبری فریدون شهبازیان به انجام رساندند.

 

ای افسانه ، فسانه ، فسانه

ای خدنگ تو را من نشانه

ای علاج دل ، ای داروی درد

همره گریه های شبانه

با من سوخته در چه کاری ؟…

…ای فسانه ! خسانند آنان

که فروبسته ره را به گلزار

خس ، به صد سال طوفان ننالد

گل ، ز یک تندباد است بیمار

تو مپوشان سخن ها که داری

تو بگو با زبان دل خود …

 

خانه ام ابری ست-گروه کامکارها، ارسلان کامکار

ارسلان کامکار ذوق و قریحه شایانی در تنظیم تصانیف ارکسترال دارد. خواه ارکستر سازهای ایرانی خواه کلاسیک. تصنیف خانه ام ابری ست در دستگاه شور و آواز دشتی بر روی یکی از اشعار بسیار مشهور نیما ساخته شده است. شعری که توصیف گر اوضاع اجتماعی و سیاسی دوره نیماست و گویی در هر زمانی نمودهای مشهود خود را دارد. این تصنیف در آلبوم شوری دیگر منتشر شده است که در واقع ضبط اجرای کنسرتی ست در شهریور ۱۳۸۶.

 

خانه ام ابریست

یکسره روی زمین ابریست با آن.

از فراز گردنه خرد و خراب و مست

باد می پیچد.

یکسره دنیا خراب از اوست

و حواس من!

آی نی زن که ترا آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟

خانه ام ابریست اما

ابر بارانش گرفته ست.

در خیال رو زهای روشنم کز دست رفتندم؛

من به روی آفتابم

می برم در ساحت دریا نظاره.

و همه دنیا خراب و خرد از باد است

وبه ره ؛نی زن که دایم می نوازد نی؛در این دنیای ابر اندود

راه خود را دارد اندر پیش.

 

ری را- علیرضا افتخاری، حسین پیرنیا

صدای علیرضا افتخاری، صدایی منحصر به فرد در موسیقی ایران است که شبیه هیچ کس نیست! او در دهه هفتاد در اوج کار خود بود. لطافت و انعطاف صدای افتخاری به او این اجازه را می دهد که در انواع ژانرهای موسیقی موفق باشد. حسین پیرنیا از آهنگسازان مطرح موسیقی ایران از توانایی ها او در آلبوم پادشاه فصل ها بهره کافی و وافی برد و آلبومی با سر و شکلی نوگرا به بازار عرضه شد. قطعه ری را شنیدنی ست.

ری را ری را ری را ری را ری را /
صدا می آید امشب/
صدا می آید امشب/
از پشتِ کاچ که بندآب/
برقِ سیاه تابش تصویری از خراب/
در چشم می کشاند./
گویا کسی ست که می خواند/
اما صدایِ آدمی این نیست این نیست/
اما صدایِ آدمی این نیست این نیست/
با نظم هوش ربایی /
من آوازهای آدمیان را شنیده ام شنیده ام شنیده ام شنیده ام /
من آوازهای آدمیان را شنیده ام
در گردش شبانی سنگین/
در گردش شبانی سنگین/
ز اندوه های من/
ز اندوه های من/
ز اندوه های من/
ز اندوه های من/
سنگین تر سنگین تر/
ز اندوه های من/
سنگینتر/
وا آوازهای آدمیان را یکسر/
من دارم از بر دارم ازبر /
من دارم از بر ،از بر/
وا آوازهای آدمیان را یکسر/
من دارم از بر من دارم ازبر ازبر /
یک شب درون قایق دلتنگ/
خواندند دلتنگ خواندند آن چنان/
که من هنوز هیبتِ دریا را/
در خواب/
می بینم/
که من هنوز که من هنوز که من هنوز هیبت دریا را /
در خواب /
میبینم/
میبینم /
میبینم/
میبینم/
میبینم/
ری را ری را ری را ری را/
دارد هوای آنکه که بخواند/
در این شب سیا/
در این شب سیا/
او نیست با خودش/
او نیست با خودش/
او رفته ا و رفته با صدایش/
اما خواندن نمی تواند/
او رفته ا و رفته با صدایش/
اما خواندن نمی تواند/
ری را ری را ری را ری را ری را

 

هنگام که گریه می دهد ساز مجتبی عسگری، حسام اینانلو

نسل آهنگسازان بعد از انقلاب به دلایل گوناگون در اقبال عمومی کم فروغ ظاهر شدند. علت های مختلفی منجر به این نتیجه شده است که شاید بتوان سطح کیفیت آثار این هنرمندان را در زمره آخرین عوامل قرار داد. اما با وجود این هستند آهنگسازانی که راه دشوار کار سطح بالا در ایران را طی کردند، تحصیل موسیقی و تلاش کردند و به پختگی رسیدند. حسام اینانلو را می توان از این دسته شمرد. آلبوم هنگام که گریه می دهد ساز از ساخته های اینانلو است که با صدای مجتبی عسگری و اشعاری از نیما، ابتهاج، سیاوش کسرایی و شفیعی کدکنی در بهمن ۱۳۹۳ منتشر شد.

 

هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت…

هنگام که نیل چشم دریا

از خشم به روی می زند مشت…

زان دیر سفر که رفت از من

غمزه زن و عشوه ساز داده

دارم به بهانه های مأنوس

تصویری از او به بر گشاده

لیکن چه گریستن، چه طوفان؟

خاموش شبی است. هر چه تنهاست.

مردی در راه می زند نی

و آواش فسرده برمی آید.

تنهای دیگر منم که چشمم

طوفان سرشک می گشاید.

هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت…

هنگام که نیل چشم دریا

از خشم به روی می زند مشت…

 

اجاق سرد- محمد نوری، فریبرز لاچینی

محمد نوری صدایی ست به وسعت دفترچه خاطرات هر ایرانی. صدایی مهربان، مقتدر و ایرانی. او که از خداوندگاران اواز کلاسیک در ایران است و آثارش ماندگار. نوری در بسیاری آثار خود به سراغ شعر نو رفته است و از کلام شاملو تا مشیری و… در آثارش به گوش می خورد. در همکاری های متعددی که با فریبرز لاچینی داشته است چندین اثر را محوریت شعر نیما خوانده است که از جمله آنها اجاق سرد است. شعری که گویا نیما در وصف فراموش شدگی خود در بین مردم می سراید.

مانده از شبهای دورادور

بر مسیر خامش جنگل

سنگچینی از اجاقی خرد

اندر او خاکستر سردی

همچنان که اندر غبار اندوده ی اندیشه های من

ملال انگیز

طرح تصویری درآن هر چیز

داستانی حاصلش دردی

روز شیرینم که با من آشتی داشت

ای دریغا نقش ناهمرنگ گردیده

سرد گشته سنگ گردیده

با دم پاییز عمر من کنایت از بهار روی زردی

همچنان که مانده از شبهای دورادور

بر مسیر خامش جنگل

سنگچینی از  اجاقی خرد

اندر او خاکستر سردی

 

چشم به راه شهرام ناظری، عطا جنگوک

شهرام ناظری یکی از قله های آواز معاصر است. او که صلابت صدا و لحن اساطیری اش به اشعار بلندمرتبه پارسی جانی دوباره می دهد. ناظری بارها به سراغ شعر نو رفته و به پیچیدگی های ارائه آواز در قالب شعر نو اشراف کامل دارد. یکی از برترین آثار وی با اشعار نیما و آهنگسازی آهنگساز فقید عطا جنگوگ آلبوم چشم به راه است که در دو سی دی به بازار آمد. گروه شهرآشوب این قطعات را اجرا کردند و جنگوگ این اثر را به مادرش تقدیم کرد که از دنیا رفته بود. جنگوگ در تصویر سازی موسیقایی برای این اثر بسیار موفق عمل کرده بود.

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

که می گیرند در شاخ تَلاجَن سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم.

 

می تراود مهتاب- سالار عقیلی، کیوان ساکت

کیوان ساکت از ابتدای فعالیت حرفه ای خود همواره به دنبال نوآوری در موسیقی ایران بوده است. او که از پیروان مکتب وزیری است، سعی در القای نوعی روحیه ی آوانگارد در موسیقی ایرانی دارد. موسیقی که بر پایه های اصول ایرانی سوار است و گاه نه! آهنگ می تراود مهتاب حوالی سال ۷۸ ساخته شد. می تراود مهتاب در دستگاه شور و مایه دشتی سعی در تصویرسازی مفاهیم ناب اشعار نیما دارد. این اثر با صدای سالار عقیلی حالتی کم افت و خیز پیدا کرده است.

 

می تراود مهتاب

می درخشد شب تاب

نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک

غم این خفته ی چند

خواب در چشم ترم می شکند

نگران با من استاده سحر

صبح می خواهد از من

کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را

بلکه خبر

در جگر لیکن خاری

از ره این سفرم می شکند

نازک آرای تن ساق گلی

که به جانش کشتم

و به جان دادمش آب

ای دریغا به برم می شکند

دست ها می سایم

تا دری بگشایم

بر عبث می پایم

که به در کس آید

در و دیوار به هم ریخته شان

بر سرم می شکند

می تراود مهتاب

می درخشد شب تاب

مانده پای آبله از راه دراز

بر دم دهکده مردی تنها

کوله بارش بر دوش

دست او بر در،می گوید با خود:

غم این خفته ی چند

خواب در چشم ترم می شکند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *